تبليغاتX
Soltane_ghalbha
Soltane_ghalbha
*~*~فقط يک روز ...~*~*

امروز همان كسی باش كه واقعا آرزو داری..

مهربان و با گذشت...

پاک و خالــص...

با انعطــاف و مدد رسان...

رنج و نگرانى را كنار بگـــذار...

به لحظات زندگى چنان ارزش بده كه آرزو دارى امور از اين پس همان طور به پيش بروند..

درک كن كه با خودخواهى و خودپسندى،درد جسمانى و رنج روانى را براى خود تدارک مى بينى..

...

...

زندگى كن با مرام هاى واقعى چون:محبّت،عفو و...

ازخواسته هاى نفس رها شو...

و در وجود خويش به جاى رنج دادن و ناسپاسى به دنبال شوق و اميد باش...

فقط یک روز بى ضرر باش...

و براى همگان مفيد باش...

حقيقت را درياب...

نيّت،كلام،كردار و گفتارت را آرامش بده...

اگر باورت نكردند،نهراس..

...

...

بر ناتوانی خود برای رسيدن به خواسته های مهر آميزت غلبه كن..

چنان با محبّت رفتار كن كه دليلی برای شرمسار بودن از خودت نداشته باشی...

پيش داوری هايت را كنار بگذار كه رنج پس از آن حتمی است..

همين امروز از بخشش آكنده شو؛كسی نمی داند فردا چه در راه است..

زندگی كوتاه است..

در گذشته ها نمان..

نگران آينده نباش..

فقط يک روز لحظه های امروزت را با اميد و اشتياق به سمت مسيری تازه و سپيد ببر..

 

لا اقل يک روز كسی باش كه واقعا آرزو داری!!!



| *| نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 10:13 توسط ref@ |
*~*~خاطره ...~*~*

گاهی ما آدما واسه هم کهنه میشیمـــ ، اما خاطره هامون نه. این قانون بقاستـــ . . . مثـــ قانون جنگل.

دوستی میگفتـــ ما آدما خاطره هامون رو با مداد مینویسیمـــ تا هر وقتـــ بخوایمـــ پاکـــ کنیمـــ . اما وقتی جراتـــ زندگی پیدا میکنیمـــ که همه خاطره هامون خودکاری باشه . . .

هرچند ، آدما بلدن کاغذ خاطرات رو همـــ پاره کنن ، حالا خودکاری باشه یا با مداد . . .

چه میشه کرد ، جز سازش و بقا . . .



| *| نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 17:18 توسط ref@ |
*~*~سال نو مبارک...~*~*

سلام دوست های خوب وبلاگی من

سال نو مبارک

در آغاز بهار و سال نو ،زیباترین و شادترین ها لحظات رو براتون آرزو می کنم . امیدوارم که سال جدید سالی پر از سلامتی و موفقیت براتون باشه.

میخواستم بگم بعضی ها سخنرانی میکنند هی میگن مثل قبل نباشید ادم دیگه ای بشید کارهای بد بد نکنید کارهای خوب خوب بکنید...

ولی من یه چیز دیگه ای میخوام بگم اگه دوس داشتید به این هم گوش کنید

من میگم:

داخل سال جدید کاری و انجام بدید که روش فکر کرده باشید و داخل زندگی دنبال هدف بگردید و تکلیف خودتونو با زندگیتون مشخص کنید ما که داریم زندگی میکنیم یک راهی رو داریم طی میکنیم اما چه راهی مهمه!

پس فکر کنیم و هدفمونو پیدا کنیم و متناسب با اون راهی رو انتخاب کنیم که ما رو به هدفمون برسونه...

امروز همان تصویری است که دیروز در فکر خود می دیدم!

زندگی روزی خوب خواهد بود که به خوبی ان ایمان داشته باشی !

به امید فردا.....

تابعد...


| *| نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 21:35 توسط ref@ |
*~*~خداوند~*~*


خداوند بی نهایت است...

 اما به قدر آرزوی تو گسترده می شود .....

وبه قدر ایمان تو کارگشا!




| *| نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387 و ساعت 23:2 توسط ref@ |
*~*~صداي بارون مياد ...~*~*

سلام!

نمیدونم چجوری بنویسم . حتی نمیدونم بنویسم یا نه؟!
این باری که میخواستم بنویسم یه اتفاقی پیش اومد همه مطلب ها پاک شد.. اما کم کم دارم به این معتقد میشم که تا تقدیر و قسمت نباشه هیچ کاری انجام نمیشه حتی اگه همه توانت رو برای انجامش بزاری.. حتما تقدیر این جوری برات خواسته که تو با تمام تلاشهایی که میکنی موفق به انجام اون کار نشی تا شاید بعدا موفقیت توش برات لذت بخش تر باشه.. یا عدم انجامش جلوی ناخوشایندیا رو بگیره...

صداي بارون مياد ...

نم نم بارون میگیره خاطره ها جون میگیره

صداي بارون مياد بارون صداي عشقه


بارون صداي گر يه ست صداي آسمونه

می دونی هیچ چیز ارزشمند تر از این نیست که لبخند رضایت از عملت رو٬ روی صورت مهربونت ببینی... اون وقتِ که به خودت می بالی... احساس ارزش میکنی... تجربه خوبیه و خیلی با ارزش.. انرژی ای که بهت میده از هر چیزی قوی تره...

آیا به من لبخند خواهی زد
تا شکوفه های معطر و زیبای عبودیت
در قلبم شکفته شوند؟
و هر شکوفه بخواند:
 خدایا به تو عشق می ورزم!

 خدایا به تو عشق می ورزم!



| *| نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 2:40 توسط ref@ |
*~*~به خدای...~*~*

به خدای لبخند ..

به خدای شادی ..

به خدای همه آنچه که از خوبی هاست ..

به خدای همه آنچه که از زیبایی هاست ..

دل من غمگین نیست ..

دل من گمشده , شاید ؛ اما ..

دل من غمگین نیست ..

و شبی از شبها ..

در میان طپش عطر و نیاز خواهش ..

با حضور و نفس عطر دل انگیز خدا ..

آن دل گمشده را خواهم یافت .. .



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 14:52 توسط ref@ |
*~*~سکوت~*~*



سلام
دوستان گلم
«ای عزیزان عمر غنیمت شمرید!»


«سکوت نه از بی صداییست

حرف هست و صدا هست و فریاد هم!

داد هست و داغ هست و درد هم!

سکوت نه از سر بی حوصلگی و تکرار روز مره گی

که از نعره های در گلو خفه شده است!

از حرفهای ناگفته ایست که فریاد میشود و گوشی شنوا برای آن نیست

از ناگفته های گره مانند در گلوست

که راه نفس را بند می آورد

راه سخن میبندد و حرف را درون سینه محبوس میکند

با آه های بلند راه نفس باز می کنیم

اما ...... انگار نه انگار!!

این نفس را    راهی دگر برای ادامه باید

این گره ها را باید قورت داد

وباید تحمل کرد دل درد های بعد از قورت دادن اینهمه گره را

کم کم از بهم پیوستن گره ها کوهی بوجود  می آید که

سنگینی اش دیگر نه به دل بلکه به دوش هم سخت و سنگین می آید...»

به گردیِ ( ص) توی حرف صدا نگاه کردی؟؟

تمام ناگفته های دل گاهی توویِ همین یه حرف خفه میشه و در نمیاد

بعد تووی یه حرفِ زندان مانندِ دیگه همش میریزه بیرون

اگه گفتی توو کدوم حرف؟؟!!

همش تووی یه  (ه )   با گفتن یه آه! باز زندانی میشه و میاد بیرون

آخرشم اونجور که باید آزاد نمیشه

حرفها تووی یه حصار زندانی میشن

و اگه قرار باشه بیان بیرون تووی یه حصار دیگه بیرون میان

فقط کسی میتونه بشنوه که خودشم این زندانی رو داشته باشه

یه وقتا  دل تنگ میشه و  این  گره ها مثل بادکنک توو دل آدم ,  باد میشن

و دل درد میارن ,جا کم میاد واسشون !

باید رفت زیر چادر آسمون

به چشمک ستاره هاش نگاه کرد و آروم آروم بارون بباره و بباره و بباره

باید هی نفس عمیق کشید تووی سرمای دلتنگی   یه نفس گرمو بیرون داد و

به شکلی که اون آه گرم  توو هوای سرد  درست میکنه چشم دوخت و مثل

رود جاری کرد چشمه ی چشموِِِ,

آب  چشمه گاهی آنقدر داغه که  هر چی سر راهشه میسوزونه و  
  
گونه هارو آتیش میزنه و جاری میشه

داغی که توو دله حرارتشو به چشمه میده تا بلکه کمی خنک شه

 یعنی میشه؟؟؟!!!!!!!!!!!



| *| نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 15:41 توسط ref@ |
*~*~و اما جواب چرا؟~*~*

...
برای آغاز همین سه نقطه کافیست!


ما نیز خود آغاز و پایانی داریم.نه زمان آغاز به دست ماست و نه زمان پایان...


می توان در فاصله آغاز و پایان بهترین را ساخت. می توان دیدنی ها را دید..شنیدنی


ها را شنید..زیبائیها را حس


کرد..می شود زندگی کرد و باید زندگی کرد.


فاصله بین مرگ و زندگی تنها یک دم است...یا همان یک نفس!


چه قشنگ گفت دوستی:


"تا زنده هستم مرا با یک لبخند شاد کن.


خیلی از ما انسانها همین صحبت کردن ساده را بلد نیستیم! اغلب با واژه ها و کلام


تند دلهای یکدیگر را می


رنجانیم-به جای اینکه مرحم باشیم...


دنیا چه بد می شود وقتی ما انسانها خوبی را با بدی پاسخ می دهیم و یا آن را جای


وظیفه می بینیم و از دیگری


حتی یک تشکر ساده نیز نمی کنیم...


 دنیا بهتر میشد اگر بیشتر می خندیدیم...


نخستین آه من....آخرین آهم نیست..و اولین اشکم آخرین اشکم نیز نبود!...


برم سر اصل مطلب:


بدنیا اومدن اجبار(ه) اجبار


درست شنیدی این اجبار(ه) اما این اجبار با اجبارهای دیگه فرق داره


خداوند تصمیم میگیره


این یه اجبار(ه)خدایی(ه)


از همه ی دوستانی که توی این مدت به من سرزدن تشکر میکنم


شاخه گلی از طرف ref@


راه زیبای زندگیتان پر از نورهدایت باد..

سبز باشید...
 


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت 11:31 توسط ref@ |
*~*~چرا بدنیا اومدیم~*~*

ميخوام از روزگار بگم...از روزگاري كه همه رو بيمار كرده...دنيايي كه همه دچارش شديم...تاحالابه اين


فكر كرديد كه چراهستيم؟؟؟چرانفس مي كشيم؟؟؟چرا راه مي ريم؟؟؟چرا زنده ايم؟؟؟اصلا...چرا به دنیا اومدیم


؟؟؟واقعا نميشه به جواب هيچ كدومشون رسيد!!!من كه نرسيدم...ولي ميخوام يه بار با


شما


امتحان كنم...حالاچشماتونو ببنديد...بستيد؟؟؟خوبه ...خيلي عاليه...چي ميبينيد...؟؟؟بذاريد من


 بگم...يه دنياي قشنگ...توي اين دنيايه قشنگ


 ما بهترينيم...عاشقترينيم...خوشبخترين...انسانترين...و


 خلاصه هرچيزي كه توي دنياي واقعي ديدنش مثل يه خوابه اينجا ميشه ديد...لمسش كرد...واي خداي


 من...عجب دنياي جالبيه..چقدر همه چيز زيباست...واي خدايا


 من توي اين دنياي پوچ من بهترينم...حالا


 چشماتون رو  باز كنيد...خوب به دورو برتون نگاه كنيد...ديگه هيچي نيست .


 نه از اون دنياي قشنگ ،و نه


 از اون روياهاي شيريني كه ساختيم...هيچي نمونده...خوب نگاه كنيد...چي مي بينيد؟؟؟ بذاريد بگم


 توي اين دنيا چي ميبينم...حالا فقط من موندمو يه دنيايي كه اصلا دوستش ندارم...حالا فقط من موندم


 با يه عالمه آرزوهاي محال...حالا فقط من موندم و دلتنگي، حالا فقط من موندم و تنهايي ،حالا فقط من


 موندم و خودم...تنها خودم...ديديد؟حالا فهميديد چرا گفتم پوچ؟چرا گفتم كه ما بيمار اين دنيا شديم؟


 حرف


 همه آدما اينه كه :كاش مي شد هميشه چشمامونو ببنديم و توي رويا باشيم...من كه از اين همه


 پوچي و بيهودگي بيزارم...چقدر توي اين دنياي واقعي زندگي كردن سخته...!!!هر کس به فکر خودش!!!!


 اي کاش هرگز به اين دنيا نيامده بودم !!!


 و حال که آمده ام کاش زودتر مرگم فرا رسد !!!


 دنيايی که در آن عشق را تنها در ويترين کتابفروشی ها ميتوان يافت !!!


 دنيايی که در آن محبت و صداقت مرده و جای آنها را بی وفايی و دروغ گرفته ...


 دنيايی که در آن دروغ عادت ٬ بی وفايی قانون ٬ و دل شکستن سنت است ...

واقعا فکر کردی چرا به دنیا اومدی؟؟؟
جواب دادن به این چرا کمک بزرگی به من میکنه
لطف کنیدو بیایید و به این چرا پاسخ(منطقی)
بدین

 

 


| *| نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 12:24 توسط ref@ |
*~*~به نام او و به یاد تو~*~*

به نام او و به یاد تو
سلام رفیق

؛برات می نویسم چون بدونی که عشق زیباست برای اینکه

دوستی با عشق آغاز میشود؛دوستی را دوست دارم زیرا

ذوستانی مثل تو دارم؛زندگی با دوست زیباست پس بیا این زندگی را تا ابد

نگه داریم.

......آره رفیق اینجوریاست
؛یادم میاد یه جا خوندم
همیشه گذشته ها رو ببخش و جلو برو وبا بخشیدن کسانی که در

 گذشته ات نقش داشتن شاید یک روزی بتوانی اشتباهات خودت

را هم ببخشی.

همیشه توی دلم میگفتم:

قلبم دوست دارم به خاطر اینکه به تو عشق می ورزد اما به تو

حسادت میکنم چون قلبم قبل از من برای تو می تپد


اما حالا به همه میگم....


خدا نصیب هیچکی نا رفیق نکنه


آره رفیق همه چیز خیلی زود عوض میشه ؛


:اما دلم نمیخواد یه روزی بیاد که بگم


!...چقدر زود ؛؛  دیر شد


همیشه برای اینکه فراموش کنم چقدر بد شدم به خودم میگم


:هیچ وقت سعی نکن جای کسی باشی چون اون وقت جای

 

خودت تو دنیا خالی میشه



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 17:17 توسط ref@ |

 

 


faravahara

ref@

faravahara

http://faravahara.blogfa.com

Soltane_ghalbha

Soltane_ghalbha

Soltane_ghalbha

MOTAHAME RADIFE AVVAL
nam : gomnam
shohrat : avare
shoghl : ashegh
name pedar : parishan
name madar : geryan
name khahar : negaran
name baradar : entezar
jorm : be donya amadan
mahkoom : be zende mandan
tabeid shode be : shahre safa . meydane vafa . khiaboone oshagh . kocheye eshgh . pelake bikaran . zendane faramoosh shodegan

Soltane_ghalbha