برای آغاز همین سه نقطه کافیست!
ما نیز خود آغاز و پایانی داریم.نه زمان آغاز به دست ماست و نه زمان پایان...
می توان در فاصله آغاز و پایان بهترین را ساخت. می توان دیدنی ها را دید..شنیدنی
ها را شنید..زیبائیها را حس
کرد..می شود زندگی کرد و باید زندگی کرد.
فاصله بین مرگ و زندگی تنها یک دم است...یا همان یک نفس!
چه قشنگ گفت دوستی:
"تا زنده هستم مرا با یک لبخند شاد کن.
خیلی از ما انسانها همین صحبت کردن ساده را بلد نیستیم! اغلب با واژه ها و کلام
تند دلهای یکدیگر را می
رنجانیم-به جای اینکه مرحم باشیم...
دنیا چه بد می شود وقتی ما انسانها خوبی را با بدی پاسخ می دهیم و یا آن را جای
وظیفه می بینیم و از دیگری
حتی یک تشکر ساده نیز نمی کنیم...
دنیا بهتر میشد اگر بیشتر می خندیدیم...
نخستین آه من....آخرین آهم نیست..و اولین اشکم آخرین اشکم نیز نبود!...
برم سر اصل مطلب:
بدنیا اومدن اجبار(ه) اجبار
درست شنیدی این اجبار(ه) اما این اجبار با اجبارهای دیگه فرق داره
خداوند تصمیم میگیره
این یه اجبار(ه)خدایی(ه)
از همه ی دوستانی که توی این مدت به من سرزدن تشکر میکنم
شاخه گلی از طرف ref@
راه زیبای زندگیتان پر از نورهدایت باد..
سبز باشید...


